کوتاه ولی مهم... - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 12:06
بعضی وقت ها همه چیز حتی زمان برات کم میذاره.... همونجاست که باید بلند شی و بگی توهم نزن! زمان و همه چی دست خداست........خدا بهترینو برام میخواد... پس قراره منم بهترین پرشمو انجام میدم... گوش بده...قشنگ گوش بده: بهترین...بهترین....بهترین پرش! بهترین xa0 xa0 نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۵ساع...
ویتامین پلاس 3 - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 12:06
طبق یه قول و قراری تصمیم گرفتم امروز ویتامین پلاس 3 رو بنویسم... هوا طوفانیست اما من لبخند میزنم.لبخند میزنم چون به فرستاننده اش اطمینان دارم.میدانم نمیگذارد متلاشی شوم....هوا طوفانیست ولی بی پروا میدوم تمام قدرتم را متمرکز میکنم و با شتابی که در قوانین فیزیک نمیگنجد به پرواز درمی آیم چون من قوانین
بال دادی و خودت نیامدی.... - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 12:06
از تو آموختم پرواز رو... تو یادم دادی از پریدن نترسم... بال هام زخمی بود و تو بستی برایم... حالا وقت پرواز بود... وقت پرواز بود و نبودی... وقت آزمون بود و نبودی... پرواز را یادم دادی و نیامدی پریدنم را به نظاره بنشینی... سبک بالی را با تو تجربه کردم و نیامدی دوباره سبکم کنی... ولی من پریدم... پریدم
معجزه موزیک! - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 12:06
حقیقات نشان داده است كه موسیقی به شدت بر جسم و روان انسان تاثیر گذار است. در حقیقت یك شاخه جدید از علم به نام موسیقی درمانی، معرفی شده است كه در آن از موسیقی برای درمان بیماریها استفاده میشود. موسیقی درمانی به خصوص در مورد بیماران مبتلا به سرطان، كودكان مبتلا به بیش فعالی و سایر بیماریها موثر بوده
همه چیز را پسپار به خدا... - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 12:06
گاه باید رفت و همه چیز را سپرد دست خدا... گاه تو همچو خردسالی نوپا شروع به راه رفتن نمودب و دلت را خوشش میکنی به تکیه گاه... گاه آنقدر به مقصد نزدیک شده ای که دروازه اش از پیش نگاهت پیداست... گاه سایه ی طلوع با نور درخشانش به وضوح پیداست... گاه تمام لغزش های دلت همگی در انتهاست... گاه بغض های نگرانت
ویتامین پلاس 1 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 22:19
زمان هخامنشیان هنگام فتح یک منطقه بر اثر یک اشتباه فرمانده افسار جنگ دست دشمن افتاد و ایران شکست خورد و فرمانده جنگ اسیر شد.طبق مقررات فرمانده باید اعدام میشد تا دیگر خطری منطقه را تهدید نکند.سردار دشمن به هنگامیکه فرمانده ما دست و پا بسته آماده کشته شدن بود سر رسید و از وی پرسید:به عنوان آخرین خواس...
بارون.... - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 22:18
باران بارید و باهم وسط کوچه چشمانمان را بستیم باران بارید و همه را ساکت کردیم تا فقط صدای او باشد که گوشمان را نوازش میکند... باران بارید و چترها رو بستیم باران بارید و دویدن را شروع کردیم... باران بارید و دوباره پریدیم تو چاله ها تا بیشتر قطرات باران را نفس بکشیم... باران بارید و همه چیز را دور ریخ...
یه تشکر ویژه! - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 22:18
رفقا این پست صرفا شخصیه ولی دلم نیومد نذارم... ولی چون یه خورده به جو اینجا نمیخوره پرایوت میذارمش و اگه خواستین بخونین بگین رمزو بدم بهتون... xa0 xa0
خوشبختی یعنی.... - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 22:18
خوشبختی یعنی امروز! یعنی امروز که جلوی چشمم عشق ترین معلم دنیا ازت تعریف کنه(اشک شوقه به خدا) درخواست رمز بنمایید تا بگم چی شدهالبته رمز همون رمز پست قبلیه ها اگه دارین نپرسین بابا خب شاید کسی دوس نداشته باشه تو یه پابلیک بلاگ از موضوع شخصی نویسنده لذت ببره xa0
ویتامین پلاس 2 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 22:18
رفقا به خاطر مشغله های این روزام حقیقتا وقت نکردم رو ویتامین پلاس وقت بذارم برا همین بازم از پیج مشاور گلم مایه گذاشتم و کپشن پست آخرشو جهت خالی نبودن پست کش رفتم... ... آروم باش و رها...آروم باش وقتي بخشي از وجودِ خدايي...آروم باش و سعي نكن از عقربه ها جلو بزني...آروم باش و به صداي قلبت گوش كن...بذ...
التماس واقعی دعا.... - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 12:46
راستش برای پست این متن کوتاه یکم تردید داشتم ولی راستش نتونستم نگم... این دفعه هیچی نمیگم که بگین فضا رو دپ کردی و... فقط توروخدا... التماس دعا نه از اون التماس های دعا که هرکی میره کربلا یا مشهد یا....میگن... التماس دعا برا یه نفر که خیلی چن روزه حالش خیلی خوب نیست... التماس دعا.... التماس دعای واق...
علت دعا.........اختیاری! - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 12:46
پرچم سیاه - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 18:05
سنگینی چوبش شانه هایم را بی حس کرده بود،اما باز می رفتم... خیلی برایم بلند و سنگین بود،اما باز می رفتم... با عشق یا عباس میگفتم و باز هم می رفتم... آنقدر می رفتم که دیگر حس می کردم فقط منم و پرچم سیاهم... آنقدر می رفتم که دیگر دستم را تکان نمیدادم روی پرچم سیاهم... آنقدر می رفتم که توی قلبم فریاد بز...
نامه ام به دوست... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:51
دوست من! اگر تنها بودی سایه ات خواهم بود... اگر چشمانت خیس بود من شانه ات خواهم بود... اگر نیاز به آغوش داشتی من بالشتی نرم خواهم بود... اگر گاه خواستی شاد باشی بی شک،لبخندت خواهم بود.... ولی... هرگاه جای یک دوست کنارت خالی بود،متاسفم!من فقط قادرم خودم باشم پ.ن:جو دخترونه نباشه ها این برا آقا پسرا ه...
معلم آزاری! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 11:51
نمیدانم چرا اصولا مردم آزاری در وجود ما نهادینه شده و چرا کلا گاه کودک یا به عبارتی کرم درونمان به تب و تاب میوفتد که یکی را مورد حمله قرار دهیم اما هرچه که هست قطعا نخواهید توانست تفکرات شومتان را علیه قشر فلک زده ای از جماعه بنام معلمین محترم انکار کنید...طبق تحقیقات ثابت شده این نوع مردم آزاری یا...
پاییز و... - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 14:04
پاییز و رقابت برگ ها و اشک هایم... پاییز و شب بیداری ها و لالایی باران برایم... پاییز و زمین خوردن هایم در شرشر باران... پاییز و فراموشی هلال روی لب خیلی آسان... پاییز و نگاه خیس مانده به در نیمه باز... پاییز و صدای باد و فنجان قهوه و یک ساز... پاییز و طوفان های زودگذر... پاییز و کاغذهای خیس و پاره ...
اردوی اجباری - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:13
به عنوان اولین داستان امیدوارم خوشتون بیاد... یا حق... بزنین بریم ادامه...
آشپزی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:13
این قصه ی دوم که به امید حق درنظر ما مقبول بیفتد... انشاءالله... برین ادامه دوستان ارادتمند همه ی عزیزان حاضر
دماغ - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:13
سلامی دوباره این داستان سومه مربوط به یکی از دوستان خوبمه امیدوارم خوشتون بیاد رفقا،لطفا نظرات خودتونو ارائن بدید چون آمار بازدیدها با آمار نظرات اصلا جورنیستند به هرحال قصد خسته کردنتونو ندارم دوستتون دارم برین ادامه لطفا
امتحان ریاضی - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:13
یک نوشته ی کاملا هول هولی به عنوان داستان سوم شما آنچه این سواد خفیف بنده مرکتب شده را به بزرگواری ببخشید (جمله ی بالا سرقتی از استاد خوبم امیرعلی نبویان!استادجان شرمنده...) لطفا تشریف ببرین ادامه ارادتمند... xa0

برچسب‌های مرتبط

بارون بارونه | بارون بارید | بارون پاییزی سیروان خسروی | بارون هواتو داره | بارون سوبتي | خوشبختی یعنی | خوشبختی یعنی اینکه | خوشبختی یعنی چه | خوشبختی یعنی با تو بودن | خوشبختی یعنی تو