همه چیز را پسپار به خدا...

خرید بک لینک
گاه باید رفت و همه چیز را سپرد دست خدا...

گاه تو همچو خردسالی نوپا شروع به راه رفتن نمودب و دلت را خوشش میکنی به تکیه گاه...

گاه آنقدر به مقصد نزدیک شده ای که دروازه اش از پیش نگاهت پیداست...

گاه سایه ی طلوع با نور درخشانش به وضوح پیداست...

گاه تمام لغزش های دلت همگی در انتهاست...

گاه بغض های نگرانت در گلو پنهان اند...

و گاه بال هایت در پشتت آماده ی پرواز اند و از آن بی خبری!

آنجاست که با دستان لرزان و نگران قلم را میچرخانی تا بنویسد

این بنده در پی یک معجزه و نیم نگاه خداست....

Image result for u202bخداu202c

پ.ن:وقتی گیر کردی همه چیزو بسپار دست خودش بعضی وقتا تشویش باعث میشه تصوراتی کنی که 99 درصد اتفاق نمیوفتن این جور وقتا فقط خودش میتونه آرومت کنه و تمرکزتو بالا ببره

پی تر نوشت:دلت گرفت،نگران شدی،خسته شدی...یه لحظه چشاتو ببند بگو اون بالاییه مثه کوه پشتمه

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 20:33 توسط یگانه | |

خاطرات خط خطی...

ما را در سایت خاطرات خط خطی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی