خیلی برایم بلند و سنگین بود،اما باز می رفتم...
با عشق یا عباس میگفتم و باز هم می رفتم...
آنقدر می رفتم که دیگر حس می کردم فقط منم و پرچم سیاهم...
آنقدر می رفتم که دیگر دستم را تکان نمیدادم روی پرچم سیاهم...
آنقدر می رفتم که توی قلبم فریاد بزنم دیگر منم و عشق پرچم سیاهم...
چشم خیس میکردم و میگفتم حسینم!در این معرکه تنها منم و پرچم سیاهم...
در طوفان خاک گم میشدم و میگفتم حسینم بشنو بانگ منو پرچم سیاهم...
حنجره پاره میکردم و میگفتم حسینم بخر قلب شکسته منو پرچم سیاهم...
کس ندانست که عشق منو پرچم سیاهم چند به عدد...
فقط من بودم و پرچم سیاه...
که میگفتیم یا حسین مدد...

پ.ن:فرارسیدن ماه محرم رو به همه تسلیت میگم
پی ترنوشت:این شبا جدا التماس دعا
خاطرات خط خطی...
ما را در سایت خاطرات خط خطی دنبال میکنید
برچسب: پرچم سیاه,پرچم سیاه عباسیان,پرچم سیاه خراسان,پرچم سیاه قرمز زرد,پرچم سیاه در آخرالزمان,پرچم سیاه خراسانی,پرچم سیاه آخرالزمان,پرچم سیاه متحرک,پرچم سیاه سفیانی, نویسنده: بازدید: 6