پرچم سیاه

خرید بک لینک
سنگینی چوبش شانه هایم را بی حس کرده بود،اما باز می رفتم...

خیلی برایم بلند و سنگین بود،اما باز می رفتم...

با عشق یا عباس میگفتم و باز هم می رفتم...

آنقدر می رفتم که دیگر حس می کردم فقط منم و پرچم سیاهم...

آنقدر می رفتم که دیگر دستم را تکان نمیدادم روی پرچم سیاهم...

آنقدر می رفتم که توی قلبم فریاد بزنم دیگر منم و عشق پرچم سیاهم...

چشم خیس میکردم و میگفتم حسینم!در این معرکه تنها منم و پرچم سیاهم...

در طوفان خاک گم میشدم و میگفتم حسینم بشنو بانگ منو پرچم سیاهم...

حنجره پاره میکردم و میگفتم حسینم بخر قلب شکسته منو پرچم سیاهم...

کس ندانست که عشق منو پرچم سیاهم چند به عدد...

فقط من بودم و پرچم سیاه...

که میگفتیم یا حسین مدد...

moharam94

پ.ن:فرارسیدن ماه محرم رو به همه تسلیت میگم

پی ترنوشت:این شبا جدا التماس دعا

خاطرات خط خطی...

ما را در سایت خاطرات خط خطی دنبال می‌کنید

برچسب: پرچم سیاه,پرچم سیاه عباسیان,پرچم سیاه خراسان,پرچم سیاه قرمز زرد,پرچم سیاه در آخرالزمان,پرچم سیاه خراسانی,پرچم سیاه آخرالزمان,پرچم سیاه متحرک,پرچم سیاه سفیانی, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:05

صفحه بندی