گاهی باخود می اندیشم شاید کمی هم تقصیر ما نباشد.نصیحت کنندگاه،گاهی راه و روش پندواندرز آموختن را ازیاد می برند و تنها با جاری کردن واژگانی پشت سرهم جملاتی نامفهوم را به ماعرضه می کنند.نصیحت خوب است اما نحوه ی بیان آن گرانقدر تر و مهم تر است.ممکن بود اگر این حجم از نصایح که از رادیو و تلویزیون و دوستان و آشنایان وریش سفیدان جامعه و خانواده شنیده می شود در بیان و درخور فهم و موقعیت شنونده گفته شود،این گونه گوش های ما دروازه نمیشود که از یکی کلام بیاید و از دیگری به در شود...
بی انصاف نباشیم ما نیز بی گناه از این قصه خارج نمیشویم.باید بعضی مواقع خود قاضی شدیم و حکم صادر کنیم .آنگاه اگر عدالت به خرج دهیم،احکاممان شنیدنی و تامل برانگیز خواهد بود.چندبار از خود پرسیده ایم آیا حاضریم در بین دوراهی ها،تنها دل به کمند منطق و فلسفه های خود نبندیم و در بین افکار مشوش مان،جایی برای پیشنهادهای دیگران قرار دهیم؟چندبار نافرمانی کردیم از حرف هایی که شاید مسیر پرپیچ و خم زندگی مان را هموارتر کردند؟گمان می کنم شمردنش عمری هزارساله طلب کند.خودخواه شده ایم...چون قلم بردست گرفتیم و داستان زندگی خود را میخواهیم هرگونه میخواهیم به پایان ببریم.کاری هم به پایان های مشابه که رخ داده اند نداریم.حتی نمیگذاریم دیگران داستان هایی را برایمان بخوانند که سرنوشت شخصیت های اصلی شان،همان سرنوشتی است که ما ندیده ایم و آماده نوشتنش هستیم اما آنان دیده اند و شاید به نابودی رفته باشند.
حال می اندیشم این آشفته واژگانی که چند بندی نوشته ام نیز گونه ای نصیحت است که شاید کمی امروزی تر باشد اما خدا گواه است که همین آشفته واژگان دل خیلی از خوانندگان و شنوندگانش را می لرزاند.نوشتم که باشد این بار تا ابد جمعی ره تغیید دهند و دیگر یک گوش خود را صندوق دریافت و گوش دیگر را سطل زباله همه ی جملات و نصایح نکنند.قلم را خسته کردم تا ریش سفسدان و دوستان و آشنایان،این بار قدری ارام تر و شنواتر زبان به نصیحت بازکنند تا شنوا گوش هایی که میشنوند و اظاعت میکنند به زحمت نیوفتند...
شاید جهان جای بهتری شود...
زیباتر...
آرام تر...
و دلنشین تر....

نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:33 توسط یگانه | |
خاطرات خط خطی...ما را در سایت خاطرات خط خطی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16