خاطرات خط خطی

متن مرتبط با «آشپزی با مرغ» در سایت خاطرات خط خطی نوشته شده است

بال دادی و خودت نیامدی....

  • نیلوبلاگ

    از تو آموختم پرواز رو... تو یادم دادی از پریدن نترسم... بال هام زخمی بود و تو بستی برایم... حالا وقت پرواز بود... وقت پرواز بود و نبودی... وقت آزمون بود و نبودی... پرواز را یادم دادی و نیامدی پریدنم را به نظاره بنشینی... سبک بالی را با تو تجربه کردم و نیامدی دوباره سبکم کنی... ولی من پریدم... پریدم ...

    ادامه مطلب
  • بارون....

  • نیلوبلاگ

    باران بارید و باهم وسط کوچه چشمانمان را بستیم باران بارید و همه را ساکت کردیم تا فقط صدای او باشد که گوشمان را نوازش میکند... باران بارید و چترها رو بستیم باران بارید و دویدن را شروع کردیم... باران بارید و دوباره پریدیم تو چاله ها تا بیشتر قطرات باران را نفس بکشیم... باران بارید و همه چیز را دور ریختیم و از ته دل بلند بلند خندیدیم... باران بارید و قلب هایمان را دوباره برقxa0 انداختیم... باران بارید و معجزه ی خدا را تماشا کردیم.... باران بارید و به همه ی مشکلات دنیا پوزخند زدیم... باران بارید و ف...

    ادامه مطلب
  • اردوی اجباری

  • نیلوبلاگ

    به عنوان اولین داستان امیدوارم خوشتون بیاد... یا حق... بزنین بریم ادامه......

    ادامه مطلب
  • آشپزی

  • نیلوبلاگ

    این قصه ی دوم که به امید حق درنظر ما مقبول بیفتد... انشاءالله... برین ادامه دوستان ارادتمند همه ی عزیزان حاضر...

    ادامه مطلب