خاطرات خط خطی

متن مرتبط با «پرچم سیاه در آخرالزمان» در سایت خاطرات خط خطی نوشته شده است

آنچه باید درباره دل... بدانید

  • نیلوبلاگ

    یا دلگیرم!یا شایدم دلم گیر است...!نمیدانم...!الان اصلا فرق بین این ها رو نمیفهمم...!فقط میدانم دلم یه جوری شده...!جوری که مثل همیشه نیست...!الان...غصه های خودم و خودش که هیچ...غصه های همه عالم شده غصه ی من ...................دلتنگی همیشه نبودن نیست..گاهیی دلتنگی بودن کسی است که دیگر حواسش به تو نیست.....................فاصله ها هیچ وقت علاقه را کمرنگ نمیکننفقط دلتنگی را قرمز تر میکنن  ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره پاییزانه بدانید

  • نیلوبلاگ

    چندی پیش در گذر از خیابانی نظاره گر خون بار گریستن درختانی تکیده بودم.خیابانی که بستر خوبی برای اشک های درختانش بود.درختانی قدکشیده که با شاخه هایشان یکدیگر را در آغوش میکشیدند.زمین خالی از اشک نبود و باز همان خش خش مشهور که مرا وادار میکرد بی مقصود،فقط گام بردارم.بار دیگر سرو قامتان خیابان را برانداز کردم.با هر قدمم درختی اشک می ریخت.اشکی به رنگ یک رویای نارنجی! عاشقانه ای برپا بود.عاشقانه ای غم انگیز...چند درختی هم بودند که گویا فراق یار امانشان را بریده بود.آنقدر گریه کرده بودند که دیگر اشکی ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره دل بدانید

  • نیلوبلاگ

    آن دم که دلم کعبه ی عشق را بهانه کرد               برفت و زمزمه ی یار را بهانه کردچه خراب است آن دل بیچاره ی من                      رفت و طواف عشق را بهانه کرددلی کز قطره ی روح خدا نشئت گرفت                   شکست و قطره اشکی را بهانه کردای دل چه دلی که با دلی می بروی؟                     گفتا سراسر دلم و وصال را بهانه کردبرگ از پی برگ به زمین افتاد و رفت                      دل هم برفت و انگار لیلی را بهانه کرد#یگانه_رفیعی...

    ادامه مطلب
  • پرچم سیاه

  • نیلوبلاگ

    سنگینی چوبش شانه هایم را بی حس کرده بود،اما باز می رفتم... خیلی برایم بلند و سنگین بود،اما باز می رفتم... با عشق یا عباس میگفتم و باز هم می رفتم... آنقدر می رفتم که دیگر حس می کردم فقط منم و پرچم سیاهم... آنقدر می رفتم که دیگر دستم را تکان نمیدادم روی پرچم سیاهم... آنقدر می رفتم که توی قلبم فریاد بزنم دیگر منم و عشق پرچم سیاهم... چشم خیس میکردم و میگفتم حسینم!در این معرکه تنها منم و پرچم سیاهم... در طوفان خاک گم میشدم و میگفتم حسینم بشنو بانگ منو پرچم سیاهم... حنجره پاره میکردم و میگفتم حسینم بخر قلب شکسته منو پرچم سیاهم... کس ندانست که عشق منو پرچم سیاهم چند به عدد....

    ادامه مطلب
  • دلسوزی در تاریکی

  • نیلوبلاگ

    سلام و درود برهمگی توروخدا حلال بفرمایید این حقیر رو باورکنید نوشتن داستان سخته و طول میکشه بابت تاخیرهای گاه و بی گاه هم پوزش میخوام ولی الان اگه خدا بخواد درخدمتم با یه داستان دیگه داستان های جلد اول داستانم کم کم داره تموم میشه دعا کنید زودتر بتونم چاپش کنم خیلی مخلصم دوستان با حق برین ادامه.......

    ادامه مطلب
  • جوگیری در آزمایشگاه

  • نیلوبلاگ

    سلامی مجدد بر همگی خداروشکر این بار خیلی متاخر در زمینه ی پست گذاری نبودم دوستان فقط بک نکته لطفا اگرعیب و ایرادی هم در داستان ها می بینید بیان کنید و فقط منو با تعاریفتون شرمنده نسازید مخلص همه دوستان تو این شب ها دعا برای این حقیر هم فراموش نکنید طالع اگر مدد دهد،دامنش آورم به کف... برین ادامه...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    پرچم سیاه | پرچم سیاه عباسیان | پرچم سیاه خراسان | پرچم سیاه قرمز زرد | پرچم سیاه در آخرالزمان | پرچم سیاه خراسانی | پرچم سیاه آخرالزمان | پرچم سیاه متحرک | پرچم سیاه سفیانی |