
یا دلگیرم!یا شایدم دلم گیر است...!نمیدانم...!الان اصلا فرق بین این ها رو نمیفهمم...!فقط میدانم دلم یه جوری شده...!جوری که مثل همیشه نیست...!الان...غصه های خودم و خودش که هیچ...غصه های همه عالم شده غصه ی من ...................دلتنگی همیشه نبودن نیست..گاهیی دلتنگی بودن کسی است که دیگر حواسش به تو نیست.....................فاصله ها هیچ وقت علاقه را کمرنگ نمیکننفقط دلتنگی را قرمز تر میکنن ...
ادامه مطلب
چندی پیش در گذر از خیابانی نظاره گر خون بار گریستن درختانی تکیده بودم.خیابانی که بستر خوبی برای اشک های درختانش بود.درختانی قدکشیده که با شاخه هایشان یکدیگر را در آغوش میکشیدند.زمین خالی از اشک نبود و باز همان خش خش مشهور که مرا وادار میکرد بی مقصود،فقط گام بردارم.بار دیگر سرو قامتان خیابان را برانداز کردم.با هر قدمم درختی اشک می ریخت.اشکی به رنگ یک رویای نارنجی! عاشقانه ای برپا بود.عاشقانه ای غم انگیز...چند درختی هم بودند که گویا فراق یار امانشان را بریده بود.آنقدر گریه کرده بودند که دیگر اشکی ...
ادامه مطلب
آن دم که دلم کعبه ی عشق را بهانه کرد برفت و زمزمه ی یار را بهانه کردچه خراب است آن دل بیچاره ی من رفت و طواف عشق را بهانه کرددلی کز قطره ی روح خدا نشئت گرفت شکست و قطره اشکی را بهانه کردای دل چه دلی که با دلی می بروی؟ گفتا سراسر دلم و وصال را بهانه کردبرگ از پی برگ به زمین افتاد و رفت دل هم برفت و انگار لیلی را بهانه کرد#یگانه_رفیعی...
ادامه مطلب
از تو آموختم پرواز رو... تو یادم دادی از پریدن نترسم... بال هام زخمی بود و تو بستی برایم... حالا وقت پرواز بود... وقت پرواز بود و نبودی... وقت آزمون بود و نبودی... پرواز را یادم دادی و نیامدی پریدنم را به نظاره بنشینی... سبک بالی را با تو تجربه کردم و نیامدی دوباره سبکم کنی... ولی من پریدم... پریدم ...
ادامه مطلب
باران بارید و باهم وسط کوچه چشمانمان را بستیم باران بارید و همه را ساکت کردیم تا فقط صدای او باشد که گوشمان را نوازش میکند... باران بارید و چترها رو بستیم باران بارید و دویدن را شروع کردیم... باران بارید و دوباره پریدیم تو چاله ها تا بیشتر قطرات باران را نفس بکشیم... باران بارید و همه چیز را دور ریختیم و از ته دل بلند بلند خندیدیم... باران بارید و قلب هایمان را دوباره برق انداختیم... باران بارید و معجزه ی خدا را تماشا کردیم.... باران بارید و به همه ی مشکلات دنیا پوزخند زدیم... باران بارید و فقط باهم عشق کردیم... باران بارید و نفس های همزمانمان را تجربه کردیم... باران بارید و زندگی را دوباره شروع کردیم.... پ.ن:خدایا عاشقتم...خیلی بارونت عشقه! پی تر نوشت:دیشب حسابی تو بارون دویدم همون جا این ...
ادامه مطلب
به عنوان اولین داستان امیدوارم خوشتون بیاد... یا حق... بزنین بریم ادامه......
ادامه مطلب
این قصه ی دوم که به امید حق درنظر ما مقبول بیفتد... انشاءالله... برین ادامه دوستان ارادتمند همه ی عزیزان حاضر...
ادامه مطلب